گروه ورزشی فارس؛ یک روز قبل برای انتشار 36 ثانیه صدایی که از خداداد عزیزی بیرون رختکن گلگهر در شبکههای اجتماعی منتشر شد، باید فقط بوق گذاشته میشد.
یک هفته عقبتر عارف حاجیعیدی، هافبک سپاهان به سمت طرفداران استقلال حرکت منشوری کرد که آن را هم باید شطرنجی کرد و نشان داد.
دو هفته پیش حسن روشن، پیشکسوت تیم ملی پس از دیدن تصاویری از ریکاردو ساپینتو و کارلوس کیروش، الفاظ رکیک جنسی را به کار برد.
این فهرست، انتها ندارد. فقط نامها عوض میشوند. فنونیزاده خطاب به طرفداران پرسپولیس کلمات ناشایستی را استفاده میکند، قلیچ درباره دروازهبان سرخپوشان ناروا میگوید، محمود فکری در نشست خبری علیه فرهاد مجیدی تعابیر جنسی به کار میبرد و ساکت الهامی به خانواده یحیی گلمحمدی و دستیارش اهانت میکند.
فوتبالی که خردسالان تا پیران در ایران دنبال میکنند و بیتردید پرطرفدارترین ورزش ایران است حالا به وضعیتی دچار شده که یا باید گوشهایمان را بگیریم یا چشمانمان را.
خداداد عزیزی یکبار پس از استفاده از کلمات رکیک روی آنتن زنده تلویزیون گفته بود که این را «همه» در جامعه میگویند اما او چون «رک» است این را در صداوسیما هم گفته. ادعایی که مشخص نیست بر چه مبنایی زده شده. حالا چون در دایره اطرافیان او این کلمات زیاد استفاده میشود دلیلی برای بسط آن که کل یک جامعه است؟
وقتی پیشکسوتان و بازیکنان باسابقه چنین یکدیگر را خطاب قرار میدهند چطور از جوان و نوجوانان روی سکو میشود انتظار داشت که شعار قومیتی ندهند یا حریف را با کلمات رکیک و کیسههای نایلونی پر از ادرار بدرقه نکنند؟
فوتبال ایران در غیاب کمیتههای انضباطی و اخلاقی مقتدر که در بزنگاه رأی محکم صادر کنند، در باتلاق بیاخلاقی در حال دستوپازدن است و با وضع فعلی افق هم تاریک است.
نتیجه فحاشی به بیرانوند در ورزشگاههای ایران به کجا رسید؟ کشاله شجاع چه جریمهای داشت؟ شعارهای قومیتی چه محرومیتی را سبب شد؟ جریمههای نقدی ناچیز و محرومیتهای تعلیقی که نه هزینهای دارند و نه عبرتی.
احمدرضا براتی، کارشناس حقوقی در اینباره گفته: هدف از مجازات صرفاً واکنش به تخلفی که اتفاق افتاده نیست. یکی از کارکردهای مهم مجازات، پیشگیری از تکرار تخلف توسط همان شخص و همچنین جلوگیری از ارتکاب رفتار مشابه توسط دیگران است. اگر متخلف پس از تحمل مجازات، بدون نگرانی جدی بتواند همان رفتار یا رفتاری مشابه را دوباره تکرار کند، باید پذیرفت که تصمیم قبلی نتوانسته کارکرد بازدارندگی خود را بهدرستی ایفا کند.
او استدلال میکند: اکنون موضوع فقط رسیدگی به یک تخلف یا یک پرونده خاص نیست. مسئله این است که ارکان قضایی فدراسیون فوتبال باید با آرای خود این پیام روشن را منتقل کنند که تخلف، هزینه واقعی دارد و تکرار تخلف، نمیتواند با همان واکنش قبلی مواجه شود. اگر این پیام بهدرستی منتقل شود، تصمیمات انضباطی میتوانند نقش مؤثری در آرامکردن فضای فوتبال داشته باشند در غیر این صورت، چرخه تخلف، واکنش و تکرار همچنان ادامه خواهد داشت.
«هر آنچه درباره اخلاق و تعهدات مردانه را میدانم، مدیون فوتبال هستم». این جملهای است که به آلبر کامو، فیلسوف و نویسنده فرانسوی منتسب شده. احتمالاً او اگر این روزهای فوتبال ایران را میدید هیچوقت چنین چیزی را نمیگفت. به جایش شاید میگفت: «فوتبال وقتی معلم اخلاق است که دستاندکارانش در زمین یکدیگر را به باد ناسزا نگیرند».





دیدگاه ها