گروه علم و پیشرفت خبرگزاری فارس؛ تأمین مالی یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های توسعه اقتصاد دانش‌بنیان است اما مسئله فقط کمبود منابع نیست، بلکه نحوه تأمین و هدایت این منابع نیز اهمیت دارد. در رویکرد جدید معاونت علمی، تلاش بر این است که حمایت مالی از شرکت‌ها از الگوی سنتی و اتکای مستقیم به منابع دولتی فاصله بگیرد و با استفاده از ابزارهایی مانند اهرم‌سازی منابع، مشارکت بخش خصوصی، تأمین مالی زنجیره‌ای و سرمایه‌گذاری روی پروژه‌های فناورانه، مسیر تازه‌ای برای رشد کسب‌وکارهای دانش‌بنیان ایجاد شود.
در این رویکرد، ابزارهایی مانند «مدل هم‌افزا»، «اوراق توسعه فناوری» و «پارک‌های سرمایه‌ساز» با هدف ایجاد منابع پایدار و کاهش وابستگی به بودجه عمومی طراحی شده‌اند؛ مدلی که قرار است هم امکان تأمین مالی پروژه‌های بزرگ فناورانه را فراهم کند و هم منابع دولتی را بیشتر به سمت شرکت‌های نوپا و پرریسک هدایت کند.
برای بررسی ابعاد این تغییر رویکرد، ابزارهای جدید تأمین مالی و میزان پیشرفت اجرای آن‌ها با حامد رفیعی، رئیس مرکز تأمین مالی معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان ریاست‌جمهوری گفت‌وگو کرده‌ایم. او در این گفت‌وگو از تغییر پارادایم در نظام تأمین مالی زیست‌بوم دانش‌بنیان، جزئیات مدل‌های جدید و برنامه معاونت علمی برای توسعه این مسیر می‌گوید.
تغییر رویکرد از حمایت فردی به تأمین مالی زنجیره‌ای
فارس: یکی از سؤال‌های اصلی من مربوط به تغییر پارادایم معاونت علمی هستش. شما از تغییر پارادایم در نظام تأمین مالی زیست‌بوم دانش‌بنیان صحبت می‌کنید و می‌گویید که رویکرد جدید، به جای اتکا به منابع دولتی، بر اهرم‌سازی و راهبردی سرمایه متمرکز است.
رفیعی: برای این‌که تغییر پارادایم را بتوانید در عمل ارزیابی کنید، چه شاخص‌هایی برایش تعریف کردید؟ مثلاً قراره در یک بازه مشخص، به ازای هر یک تومان منابع عمومی، چند تومان سرمایه غیردولتی وارد زیست‌بوم بشه؟
ما در بحث تغییر پارادایم، به دنبال این هستیم که ایده و اثر به ثروت تبدیل شود. می‌خواهیم از کل زنجیره ارزش حمایت کنیم. دیگر رفتار جزیره‌ای و فردی نداریم. در اینجا حمایت فردی غالب نیست، بلکه حمایت از زنجیره مبنا قرار می‌گیرد.
 
 ما در این پارادایم و تغییری که اتفاق می‌افتد، به نظام تأمین مالی متناسب با این تغییر پارادایم نیاز داریم. این نظام تأمین مالی عمدتاً بر هم‌افزایی و مشارکت خود آن زنجیره تکیه دارد.
 
اگر ما تکیه‌مان را فقط بر منابع دولت بگذاریم، در سال‌هایی که دولت درآمد بیشتری دارد و درآمد نفتی بیشتری داریم و خام‌فروشی کرده‌ایم، منابع آن را به معاونت علمی بیاوریم و هزینه بیشتری کنیم، دستمان بازتر است. در جایی هم که این منابع وجود نداشته باشد، دستمان بسته می‌شود.
البته منابع دولتی برای حمایت از شرکت‌های نوپای زنجیره، یعنی برای رفع نیازهای یک زنجیره، به‌ویژه در اقلام راهبردی، ضروری است. ما به یک‌سری محصولات دانش‌بنیان نیاز داریم که خلق می‌شوند و نوپا هستند؛ در اینجا نیاز به این نوع حمایت داریم. اما در مرحله رشد و رسیدن به قبل از بلوغ، یعنی در مرحله‌ای که شرکت‌ها از مرحله معرفی وارد مرحله رشد می‌شوند، دیگر خود زنجیره باید در تأمین مالی مشارکت کند و ما تا حد امکان از تکیه بر منابع دولتی فاصله می‌گیریم.
از «مدل هم‌افزا» تا شکل‌گیری یک نظام تأمین مالی پایدار
فارس: با جزئیات و ملموس می‌فرمایید در این تغییر پارادایم قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ قرار است شما چه کار کنید؟
رفیعی: مثلا ما مدل هم‌افزا داریم. در این نظام، مدل هم‌افزا را تعریف کرده‌ایم. مدل هم‌افزا به این صورت است که شرکت‌ها در دل یک زنجیره ارزش، خودشان نیاز به تأمین مالی دارند و آورده‌ای می‌آورند؛ مقداری هم ما با صندوق نوآوری و شکوفایی مشارکت می‌کنیم. این منابع در دل یک بانک تبدیل می‌شود به شش A، حداقل تا شش A سرمایه در گردش و چهار A خدمات مالی؛ یعنی مجموعا ده A. 
یعنی به اندازه ده برابر آورده شرکت‌ها تأمین مالی انجام می‌شود که تا شش برابر آن از جنس تسهیلات است و چهار برابر از جنس خدمات مالی؛ مثل فکتورینگ، اوراق گام، ال‌سی‌ها و مواردی از این دست.
این مقطعی نیست بلکه پایدار و همیشگی است؛ تا زمانی که این زنجیره وجود داشته باشد و تأمین مالی در آن جریان داشته باشد. یعنی شرکت در زنجیره تأمین مالی می‌کند، اصل و فرع پول برمی‌گردد و استخر این پول چاق‌تر می‌شود. برای چه چیزی؟ برای توسعه همان زنجیره. تا زمانی که آن زنجیره وجود دارد و شرکت‌ها در کنار یکدیگر هستند.
این یک نمونه عملیاتی است که ما همین الان، خدا را شکر، با استقبال بسیار خوبی از سوی شرکت‌ها مواجه شده‌ایم و تقریباً هر هفته از زنجیره‌هایمان درخواست تأمین مالی از طریق مدل هم‌افزا داریم.
تا الان نیز از شرکت‌های دانش‌بنیان، هم در حوزه تولید و هم در حوزه شرکت‌های خدماتی و اقتصاد دیجیتال، درخواست‌های متعددی برای اجرای مدل هم‌افزا داشته‌ایم که آن را اجرا کرده‌ایم.
در عمل، ما یک ظرفیت ۱۰ همتی برای صنایع و انجمن صنایع پیشرفته در این مدل دیده‌ایم. یک ظرفیت ۱۰ همتی نیز برای اقتصاد دیجیتال در نظر گرفته‌ایم و درخواست‌های دیگری هم داریم که حداقل این درخواست‌ها برای زنجیره‌های ما ۲ همت است.
یعنی اعداد و ارقام، اعدادی هستند که شرکت‌ها را به تأمین مالی پایدار می‌رسانند و این اتفاق با اتکا به آورده‌های خود شرکت‌ها و مشارکت آن‌ها در حال رخ دادن است.
بنابراین ما چون در این مدل، کمترین اتکا را به منابع دولتی داریم، منابع صندوق نوآوری هم اهرم می‌شود و در بانک سپرده می‌شود؛ بنابراین، کمترین تکیه را به منابع دولتی داریم.
یک شرکت دانش‌بنیان به‌تنهایی نمی‌تواند وارد این مدل شود؛ باید همراه با زنجیره خود باشد. مثلاً انجمن صنایع پیشرفته ۵۴ شرکت دارد. ما یک مدل هم‌افزا به آن‌ها اختصاص داده‌ایم. البته همه ۵۴ شرکت در این مدل نیستند، اما ما این ظرفیت را به‌صورت انفرادی به یک شرکت نمی‌دهیم. می‌گوییم باید در یک زنجیره ارزش باشی تا ما مطمئن باشیم این منابع قرار است اثرگذاری درستی داشته باشد، بازار برای آن فراهم است، خلق ثروت حتماً اتفاق می‌افتد و نیاز کشور نیز در این مدل حتماً رفع می‌شود.
ضمن اینکه قدرت تأمین مالی هم افزایش پیدا می‌کند؛ چون به ازای هر آورده‌ای که زنجیره داشته باشد، ما نیز حداقل به همان میزان آورده می‌کنیم. بنابراین، اگر زنجیره آورده قوی‌تری داشته باشد، ما هم آورده قوی‌تری خواهیم داشت و از آن طرف، شش برابر آن آورده به تسهیلات و چهار برابر آن به خدمات مالی تبدیل می‌شود.
ما قصد نداریم به‌صورت انفرادی در این روش حمایت کنیم. ما مدل‌های دیگری داریم که انفرادی هستند و شرکت‌ها می‌توانند در آن قالب وارد شوند و فعالیت کنند.
من تأکید می‌کنم که تغییر پارادایم به معنای ملغی کردن گذشته نیست، بلکه به معنای تکمیل و توسعه گذشته است. بنابراین، اگر خدماتی در گذشته ارائه می‌شد، قرار نیست لغو شود.
مزایای پارادایم جدید برای تأمین مالی شرکت‌ها
ما برخی ابزارهای جدید را مثل هم‌افزا، اوراق توسعه فناوری، ظرفیت تأمین مالی از طریق دارایی نامشهود و انواع سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیری که از آن‌ها حمایت می‌کنیم، در قالب پارادایم جدید تعریف می‌کنیم.
منفعتی که نسبت به قبل  برای شرکت دارد، اول اینکه منابعی به این اندازه وجود ندارد که در اختیار شرکت‌ها قرار بگیرد. آیا شرکت می‌تواند، مثلاً، یک همت از جایی منابع دریافت کند؟ این منبع اصلاً در دسترس نیست و با این روش در دسترس قرار می‌گیرد. پس منفعت اول این است.
منفعت دوم، نرخ پول است. نرخ پول در این روش، نسبت به مدل‌های دیگری که در جاهای دیگر تأمین مالی می‌شود، جذاب‌تر است.
سوم اینکه در این روش، شما اطمینان دارید محصولی که تولید می‌کنید، بازارش فراهم است. یعنی این‌گونه نیست که ما محصولی تولید کنیم و بعد به دنبال فروش آن باشیم؛ محصولی تولید می‌کنیم که زنجیره به آن نیاز دارد. پس می‌دانیم که این محصول قرار است به فروش برسد.
مزیت بعدی این است که به منابع دولتی تکیه ندارد. مزیت دیگر، پایداری آن است. یعنی این منابع قرار است مدام شارژ شوند، بهبود پیدا کنند و خودشان را تقویت کنند. این مدل، به نوعی یک بانک کوچک برای خود آن زنجیره ایجاد می‌کند که می‌تواند سال‌ها از آن استفاده کند.
این‌گونه نیست که شرکت یک‌بار تسهیلات بگیرد و بعد دوباره مجبور باشد برای تأمین منابع به جای دیگری مراجعه کند. شرکت‌ها تسهیلات می‌گیرند، بازپرداخت می‌کنند و دوباره تسهیلات می‌گیرند و بازپرداخت می‌کنند و این ظرفیت همچنان وجود دارد. پس مدل هم‌افزا یک مدل تأمین مالی پایدار برای شرکت‌هاست.
فارس: آقای دکتر آیا این طرح محدودیت زمانی دارد؟
رفیعی: تا زمانی که این زنجیره ظرفیت توسعه داشته باشد، باید ظرفیت توسعه داشته باشد تا نیاز مالی نیز وجود داشته باشد. زنجیره‌ای که به سقف توسعه رسیده باشد، دیگر به آن صورت نیاز مالی نخواهد داشت؛ البته سرمایه در گردش همچنان وجود دارد.
بنابراین تا زمانی که ظرفیت توسعه وجود داشته باشد و تا زمانی که این زنجیره و این شرکت‌ها بخواهند در کنار هم کار کنند، ما نیز در کنارشان هستیم و با یکدیگر تأمین مالی پایدار انجام می‌دهیم.
البته ایجاد این ظرفیت تأمین مالی هم‌افزا، خود زنجیره را مجاب می‌کند که در کنار هم کار کنند و حالا حالاها در کنار یکدیگر باشند و اتفاقاً توسعه هم بدهند و کشور نیز از تکمیل این زنجیره استفاده کند. اگر این توسعه در اقلام راهبردی باشد، مشوق‌های خیلی خوبی برای آن‌ها خواهیم داشت.
تأمین مالی پروژه‌محور به‌جای تسهیلات مبتنی بر گردش مالی
فارس: در مدل اوراق توسعه فناوری، سرمایه‌گذار در واقع چه چیزی را می‌خرد؟ آیا یک گواهی سپرده بانکی است که بانک متعهد به پرداخت اصل و سود آن است، یا بازپرداخت آن به موفقیت پروژه فناورانه‌ای که منابع به آن اختصاص پیدا کرده، وابسته است؟
رفیعی: اوراق توسعه فناوری هم یکی دیگر از ابزارهایی بود که ما به آن فکر کردیم و در آن منابع دولت وجود ندارد و صرفاً از بخش خصوصی تأمین می‌شود.
اوراق توسعه فناوری، گواهی سپرده خاص بانکی است. یعنی یک شرکت یک طرح بزرگ دارد. ما برای سرمایه ثابت، زیر ۵۰۰ میلیارد تومان اوراق نمی‌دهیم، چون این اوراق توسعه فناوری برای مقیاس‌کردن است.
باز تأکید می‌کنم، آیا این به این معنی است که ما شرکت‌های کوچک را فراموش کرده‌ایم؟ نه؛ آن‌ها مسیرشان جداست. اوراق توسعه فناوری از این جنس است که ما می‌خواهیم به آن ۷ درصد GDP که برنامه هفتم توسعه تعهد کرده است، برسیم.
شرکت یک طرح بزرگ دارد که یا سرمایه ثابت می‌خواهد یا سرمایه در گردش. بانک هم منابع لازم برای تأمین آن را ندارد. دولت هم ندارد و صندوق‌ها نیز به هیچ وجه این میزان منابع را ندارند. یا باید در بازار بورس بیاید IPO کند که بسیاری از شرکت‌های ما این ظرفیت را ندارند، یا باید از مسیر دیگری، یعنی اوراق توسعه فناوری، اقدام کنند.
در واقع، یا سرمایه در گردش می‌خواهد که حداقل باید ۱۰۰ میلیارد تومان باشد، یا سرمایه ثابت می‌خواهد که حداقل ۵۰۰ میلیارد تومان باشد و حداکثر آن هر میزان است که صورت مالی شرکت اجازه بدهد؛ برای آن سقفی نداریم.
پس این مدل، پروژه‌محور است؛ یعنی یک پروژه بزرگ ارائه شده است. قبلاً شرکت‌ها عموماً بر اساس گردش مالی و فعالیتی که در بانک داشتند، از بانک تسهیلات دریافت می‌کردند. اینجا باید یک پروژه داشته باشی که این پروژه نیاز مالی مشخصی داشته باشد و این نیاز احصا شود. همچنین پروژه باید به‌گونه‌ای باشد که هم فناوری در آن ملموس باشد و هم اثرگذاری ملی داشته باشد و ما مطمئن باشیم که این پروژه تأثیرگذاری خوبی در جامعه و آن زنجیره ارزش ایجاد می‌کند.
پس وقتی این اتفاقات افتاد، ما در معاونت علمی و در مرکز تأمین مالی، آن طرح را بررسی می‌کنیم و سپس آن را به یکی از بانک‌ها معرفی می‌کنیم.
بانک‌ها فراخوان می‌دهند و به مردم اعلام می‌کنند که یک پروژه وجود دارد که این میزان سرمایه‌گذاری نیاز دارد و قرار است این میزان اثرگذاری داشته باشد.
سود علی‌الحساب ۲۵ درصد دارد، ولی این سود علی‌الحساب است. معمولاً بر اساس تجربه‌ای که تا الان داشته‌ایم، این پروژه‌ها سود خیلی خوبی هم ایجاد می‌کنند؛ چون شرکت‌های بزرگ‌تر وارد این مدل می‌شوند و شرکت‌هایی که به بلوغ کافی رسیده‌اند، پروژه‌هایی را ارائه می‌کنند که حتماً باید اثرگذاری خوبی داشته باشند. معمولاً در اینجا سود مناسب‌تری اتفاق می‌افتد. بنابراین، این موضوع می‌تواند انگیزه‌ای برای سرمایه‌گذاری مردم ایجاد کند.
ما هم برای آن مشوق‌هایی در نظر می‌گیریم. مثلاً اگر یک شرکت دانش‌بنیان بیاید اوراق یک شرکت دانش‌بنیان دیگر را بخرد و مشارکت کند، ما به آن یک اعتبارسنجی طلایی در زیست‌بوم دانش‌بنیان می‌دهیم که بتواند در صندوق نوآوری، صندوق‌های پژوهش و فناوری و منابع دیگر در بخش‌های مختلف، استفاده خوبی از آن بکند.
خود صندوق نوآوری و شکوفایی هم می‌تواند این اوراق را بخرد؛ یعنی در آن کسب‌وکارها سرمایه‌گذاری کند. همچنین می‌تواند پاداش فناوری بدهد.
پاداش فناوری یعنی یک کسب‌وکار وجود دارد که اتفاقاً اثرگذاری بزرگ ملی دارد، ولی سود آن برای مردم آن‌قدر جذاب نیست که سرمایه‌هایشان را وارد آن کنند. صندوق نوآوری به شرکت دانش‌بنیان میزان مشخصی پاداش می‌دهد تا توانمندی آن را بالاتر ببرد، به‌گونه‌ای که بتواند منابع مردم را جذب کند و سود را بهتر کند. بنابراین، صندوق پاداش فناوری هم می‌دهد.
ضمن اینکه ما در این اوراق دیدیم که طبق آیین‌نامه اموال و دارایی‌های قابل توثیق، که ۳۵ قلم دارایی بود و چند قلم آن دارایی نامشهود است، اینجا دانش فنی بتواند در وثایق باشد، نرم‌افزار در وثایق باشد و برند در وثایق قرار بگیرد.
چون شرکت‌های دانش‌بنیان عمدتاً مبتنی بر دانش فنی و مالکیت معنوی هستند و دارایی‌های فیزیکی آن‌ها به این اندازه نیست، در حوزه وثایق دچار مسئله می‌شوند. ما این موضوع را در ذیل قانون تأمین مالی تولید و زیرساخت، از لحاظ قانونی حل کردیم و در اردیبهشت سال ۱۴۰۴ به تصویب رسید.
الان ما با چند بانک در حال کار هستیم، اما برای اینکه این موضوع فراگیر شود و همه بتوانند از آن استفاده کنند، یک سامانه که به‌زودی آقای دکتر مدنی‌زاده قول داده‌اند زودتر راه‌اندازی شود ــ چون وظیفه آن با وزارت اقتصاد است ــ به نام «سامانه جامع وثایق» باید راه‌اندازی شود.
ما در عمل با یکی دو بانک در زمینه اوراق توسعه فناوری در حال پیشرفت هستیم، اما برای اینکه این موضوع فراگیر شود، باید سامانه جامع وثایق راه‌اندازی شود.
۷۹ همت تأمین مالی از مسیر اوراق توسعه فناوری
فارس: آقای دکتر، یک سؤال برای من پیش آمد. این اوراق توسعه فناوری فرصت خوبی برای مردمی است که سرمایه دارند و دوست دارند در توسعه فناوری و ارتقای سطح فناوری کشور مشارکت کنند. راهی وجود دارد که بدانند چه اوراقی را باید بخرند؟ از کجا بدانند که با خرید یک اوراق، در توسعه فناوری کشور نقش دارند؟
رفیعی: ما تا الان ۷۹ همت از طریق اوراق توسعه فناوری پیش رفته‌ایم. عدد بسیار بزرگی است؛ نزدیک به ۸۰ همت منابع است.
نکته اینجاست که اولاً خود بانک‌ها تبلیغات می‌کنند. با سامانه‌هایی که پروژه‌هایی را که در حوزه زیست‌بوم دانش‌بنیان هستند معرفی می‌کنند و مردم می‌توانند با آن‌ها آشنا شوند و پروژه‌ها را در یک جا ببینند، صحبت کرده‌ایم. نمی‌خواهیم سامانه جدیدی ایجاد کنیم.
ما اوراق توسعه فناوری زنجیره‌محور را معرفی کرده‌ایم؛ یعنی یک شرکت اوراق منتشر می‌کند و زنجیره خودش می‌آید این اوراق را می‌خرد. مثلا حلقه‌های پایین‌تر زنجیره می‌آیند و همگی در خرید اوراق مشارکت می‌کنند.
هم آن زنجیره‌ها سود می‌کنند و هم وقتی این زنجیره رشد کند، کسب‌وکار خود آن‌ها نیز رشد می‌کند. یعنی یک فناوری را حمایت می‌کنند و اوراق آن را می‌خرند که در یک زنجیره‌ای در حال فعالیت است و آن زنجیره، کسب‌وکار خود آن‌ها را هم شامل می‌شود.
این شرکت‌ها لزوما دانش‌بنیان نیستند و می‌توانند دانش‌بنیان باشند، ولی لزوماً دانش‌بنیان نیستند. شرکتی که اوراق منتشر می‌کند، فناوری بالایی دارد یا دانش‌بنیان است.
پس اوراق توسعه فناوری زنجیره‌محور، مدلی است که ما خیلی به آن اعتقاد داریم و معتقدیم اگر این اتفاق بیفتد، هم زنجیره رشد می‌کند و هم اتکا به منابع دولتی بسیار کم می‌شود.
یعنی وقتی این شرکت از این طریق تأمین مالی شود، دیگر برای تأمین منابع خود به سراغ تسهیلات تکلیفی، وام‌های دولتی و منابع دولتی نمی‌رود. در نتیجه، نیازش رفع شده و منابع دولتی آزاد می‌شود تا در اختیار کسب‌وکارهای نوپا و شرکت‌هایی قرار بگیرد که تازه می‌خواهند رشد کنند و شاید هم شکست بخورند.
ما باید منابع دولت را جایی ببریم که ریسک شکست وجود دارد و اتفاقاً ممکن است شکست بخورد تا بتواند به یک کار خیلی بزرگ تبدیل شود؛ نه اینکه منابع دولتی را هم بخواهیم در اختیار کسب‌وکارهایی قرار دهیم که از مسیرهای دیگر امکان تأمین مالی دارند.
مثلاً در بانک‌ها، هر کسب‌وکاری که سود بیشتری داشته باشد، تسهیلات بیشتری می‌گیرد. در این شرایط، ثروتمند ثروتمندتر می‌شود، ولی کسب‌وکار ضعیف‌تر نمی‌تواند منابعی دریافت کند.
اگر ما تأمین منابع از طریق بخش خصوصی، بدون تکیه بر دولت، را توسعه دهیم، منابع دولتی آزاد می‌شود تا در اختیار شرکت‌های کوچک‌تر قرار بگیرد.
فارس: لطفا با عدد و رقم بگویید این اوراق چه مقدار منتشر شده و چه مقدار پول به حساب شرکت واریز شده است؟
رفیعی: اوراق توسعه فناوری، اوراق جدیدی است. بنابراین، از زمانی که یک طرح تصویب می‌شود تا زمانی که مجوز بانک مرکزی صادر شود و تا زمان انتشار اوراق، یک فاصله زمانی طول می‌کشد.
ما ابتدا فکر می‌کردیم ۲۰ همت را بتوانیم پیشنهاد بدهیم و فعلاً کفایت کند؛ ولی واقعیت این است که استقبال خیلی خوبی از این الگو شد و ما تا الان بالای ۷۹ همت را معرفی کرده‌ایم و تقریباً هر هفته همچنان این معرفی را داریم.
یعنی ما در مرکز تأمین مالی، برخی طرح‌ها را رد می‌کنیم، چون این ویژگی‌ها را ندارند یا قالب موردنظر را رعایت نکرده‌اند. خیلی از این طرح‌ها رد می‌شوند. طرح‌هایی را که تأیید می‌شوند، بررسی و فیلتر می‌کنیم، مدارکشان را هم به‌صورت کامل و مرتب آماده می‌کنیم و برای بانک می‌فرستیم. بعد همکاران من در مرکز تأمین مالی، گام‌به‌گام با شرکت‌ها پیش می‌روند و این مسائل را برای آن‌ها حل می‌کنند.
منتهای مراتب، فرایند، فرایندی است که ناخودآگاه، چون سیستم بانکی کشور درگیر آن است، مقداری طول می‌کشد؛ اما طول کشیدن آن به گرفتن آن عدد بزرگ می‌ارزد. هنوز برای هیچ شرکتی پول واریز نشده، چون این فاصله زمانی هنوز تکمیل نشده و این پروژه تازه شروع شده است.
نزدیک ۲۰ همت از طرح‌های ما تکمیل شده، یعنی می‌توانند این منابع را دریافت کنند. یعنی ما عملاً از آن ۷۹ همت، به ۲۰ همت تأیید نهایی رسیده‌ایم. چرا تا حالا هنوز دریافت نکرده‌اند؟ چون آن شرکت در آخرین مرحله باید بیزینس‌پلن نهایی خود را ارائه کند. یک مقدار عدم آشنایی یا کوتاهی خود شرکت هم در این موضوع مؤثر بوده است.
پارک‌ها قرار است سرمایه‌ساز شوند
فارس: در ارتباط با «پارک سرمایه‌ساز»، با توجه به این تغییر پارادایم، لازم است که همه پارک‌ها به این سمت بروند. یک مقدار خیلی کوتاه و ملموس بگویید این پارک‌های سرمایه‌ساز چیست؟ آیا تاکنون پایلوت واقعی با اعداد مشخص اجرا شده یا هنوز در مرحله سند معماری پارک سرمایه‌ساز هستیم؟
رفیعی: ما این پارک را خیلی جدید معرفی کرده‌ایم. منتها الان با دو پارک داریم این کار را به‌صورت پایلوت انجام می‌دهیم. خوشبختانه استقبال شده است. چون موضوع خیلی جدید است، خودمان هم محتاط هستیم و پایلوت را با دو پارک پیش می‌بریم. البته از پارک‌های دیگر هم استقبال می‌کنیم و برخی از آن‌ها اعلام آمادگی کرده‌اند.
بیشتر پارک‌ها تاکنون کارشان در اختیار گذاشتن فضا و ارائه یک‌سری حمایت‌ها برای شرکت‌هایی بوده که در آن فضای فیزیکی مستقر هستند.
در این پارادایم جدید، ما می‌گوییم پارک باید جزئی از فرآیند رشد در زنجیره باشد. یعنی فرض کنید یک شرکت وارد پارک می‌شود؛ پارک باید فرآیند رشد این شرکت را مدیریت کند و کمک کند که این شرکت از مرحله ابتدایی به مرحله رشد برسد.
پارک از این فرایند رشد و کمکی که به شرکت می‌کند، منتفع هم می‌شود. منتها این انتفاع به این صورت است که یک حساب در آن پارک ایجاد می‌شود به نام «حساب سرمایه‌ساز» و دوباره منافع حاصل از آن به خود شرکت‌هایی که در آن پارک هستند، بازمی‌گردد.
من یک مثال واضح بزنم. مثلاً ما به شرکت‌ها گفتیم دارایی نامشهودتان را باید ارزش‌گذاری کنید و در صورت‌های مالی‌تان بیاورید.
چون ما شرکت دانش‌بنیان داریم که صد هزار تومان سرمایه ثبتی آن است. من با صد هزار تومان اصلاً نمی‌توانم از بانک برایش تأمین مالی کنم. نباید اصلاً به سمت بانک بروی؛ باید سراغ یک روش دیگر، یعنی سرمایه‌گذاری، بروی. اما چرا سرمایه ثبتی صد هزار تومان است؟ اصل سرمایه آن، دانش فنی است.
قانون تأمین مالی، حتی برای اینکه از این طریق هم بتوان از دارایی نامشهود تأمین مالی کرد، ماده‌ای را در نظر گرفته است. اما از چه طریق؟ معاونت علمی کارگروهی دارد به نام «کارگروه ارزش‌گذاری دارایی نامشهود». سامانه‌ای هم داریم به نام «سامانه سادان».
ما در این کارگروه به شرکت‌هایی مجوز داده‌ایم که بروند ارزش‌گذاری دارایی نامشهود انجام دهند. این کارگروه ۱۱ عضو دارد؛ یعنی از بانک مرکزی، دادگستری، بورس و فرابورس در آن حضور دارند. بنابراین، کارگروه قوی‌ای است.
ما شرکت‌هایی را که صلاحیت ارزش‌گذاری دارایی نامشهود دارند، بررسی می‌کنیم. وقتی یک شرکت این صلاحیت را دریافت کرد، شرکت‌های دیگری که می‌خواهند دارایی‌شان را ارزش‌گذاری کنند، به این شرکت‌ها مراجعه می‌کنند، از طریق سامانه سادان آن را پیگیری می‌کنند و ارزش‌گذاری انجام می‌شود.
 
حالا برای پارک چه چیزی را در نظر گرفتیم؟ خب، این فرایند هزینه دارد.
مثلاً اگر یک شرکت بخواهد ارزش‌گذاری کند، باید چند صد میلیون تومان هزینه کند. شرکتی که می‌خواهد ارزش‌گذاری شود، باید هزینه آن را به شرکت ارزش‌گذار پرداخت کند.
چطور هزینه ارزش‌گذاری شرکت‌ها به سرمایه رشد تبدیل می‌شود؟
به پارک گفتیم اگر شرکت‌هایی که در دل پارک هستند، با مدیریت پارک ارزش‌گذاری دارایی نامشهود انجام دهند و دانش‌بنیان باشند، بخش مهمی از هزینه ارزش‌گذاری را ما تقبل می‌کنیم؛ اما این منابع را به خود آن شرکت نمی‌دهیم. می‌بریم در مدل هم‌افزا تا چند برابر شود. به چه کسی داده شود؟ به همان شرکت تا بتواند مرحله رشدش را با خیال راحت‌تری سپری کند.
چون مثلاً چند صد میلیون تومان برای یک شرکت شاید مبلغ زیادی نباشد، اما اگر ۲۰ شرکت باشند و چند صد میلیون تومان هزینه این شرکت‌ها جمع شود و بعد تازه شش برابر شود، در مدل هم‌افزا منبع خوبی ایجاد می‌شود تا پارک بتواند مدیریت درستی انجام دهد؛ به شرط اینکه مدیریت اقتصادی انجام دهد تا شرکت‌ها به مرحله رشد و بلوغ برسند.
ما هم از آن طرف، مدل هم‌افزا را در هر پارک کمک می‌کنیم که ایجاد شود. آن‌وقت پارک می‌تواند در راستای فناوری‌های راهبردی و اقلام راهبردی، اگر شرکت‌ها به آن سمت رفتند، با همین حساب سرمایه‌ساز ابزار مناسب‌تری ارائه کند.
آن شرکت هم وقتی به مرحله رشد رسید، یعنی مثلاً سرمایه‌گذار جذب کرد، در پارک مستقر است و پارک مدیریت کرده و کمک کرده سرمایه‌گذار بیاورد، بخشی از منافع حاصل از جذب سرمایه‌گذار ــ که البته بخش بسیار جزئی‌ای است ــ به این حساب سرمایه‌ساز اختصاص پیدا می‌کند که فعلاً ما آن را اختیاری کرده‌ایم.
این منابع وارد یک حساب می‌شود که در واقع، پارک فقط بحث رگولاتوری آن را انجام می‌دهد و سرمایه‌سازی می‌کند. این حساب متعلق به همان شرکت‌هایی است که در پارک هستند. فقط پارک رگولاتوری آن را انجام می‌دهد و انتظام‌بخشی می‌کند.
پس حساب سرمایه‌ساز در پارک، برای اولین بار پارک را به یک نقش اساسی و مهم تبدیل می‌کند؛ در راستای رسیدن به آن پارادایم و در راستای توسعه زنجیره ارزش.
معیار موفقیت یک پارک سرمایه‌ساز، رشد آن شرکت‌ها و رسیدن به برنامه‌ای است که ارائه می‌دهد.
ما گفتیم به پارک اعتبار می‌دهیم. مثلاً من به پارک اعتبار هم‌افزا می‌دهم و پارک می‌تواند بر اساس برنامه‌ای که ارائه می‌دهد، از آن استفاده کند. برای رسیدن به این برنامه، ما یک اعتبار اولیه به پارک می‌دهیم. وقتی به اهدافش رسید، این اعتبار را افزایش و تقویت می‌کنیم.
اگر به اهداف نرسید، اعتبار را از آن پارک برمی‌داریم یا کاهش می‌دهیم و آن را به جایی می‌بریم که موفق است و دارد کار می‌کند. باید رقابت ایجاد کنیم تا بتوانیم به اهدافمان برسیم.
این اعتبار می‌تواند مثلاً اعتبار هم‌افزا، اعتبار ارزش‌گذاری دارایی نامشهود یا اعتبار اوراق توسعه فناوری باشد. اینکه چه میزان اعتبار هم‌افزا، چه میزان اعتبار ارزش‌گذاری دارایی نامشهود یا چه میزان اوراق توسعه فناوری به یک پارک تخصیص بدهیم، بر اساس عملکرد آن خواهد بود.ما یک اعتبار می‌دهیم و رگولاتوری آن را ایجاد می‌کنیم تا آن اعتبار برای شرکت‌های آن پارک خلق شود.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را از طریق فرم زیر اسال نمایید

نظرسنجی

مارا دنبال کنید