به گزارش ایسنا، شبکههای حملونقل فقط مسیر عبور خودروها نیستند، بلکه بخش مهمی از زندگی روزمره و زیرساختهای حیاتی هر منطقه به شمار میآیند. جادهها امکان جابهجایی مردم، انتقال کالا، دسترسی به خدمات و رسیدن نیروهای امدادی به مناطق حادثهدیده را فراهم میکنند. وقتی یک بلای طبیعی مانند زلزله رخ میدهد، این شبکه ممکن است بهشدت آسیب ببیند و همین موضوع مشکلاتی فراتر از خود راهها ایجاد کند. برای مثال، اگر بخشی از یک مسیر مهم یا یک پل تخریب شود، ترافیک مختل میشود، رسیدن آمبولانس و نیروهای نجات به تأخیر میافتد و حتی خدمات دیگر مانند تأمین کالا و پشتیبانی از مناطق آسیبدیده نیز دچار مشکل میشود. به همین دلیل، بررسی خطراتی که شبکه حملونقل را تهدید میکنند، فقط یک موضوع فنی نیست، بلکه مستقیما با ایمنی عمومی و مدیریت بحران ارتباط دارد.
در میان خطرات طبیعی، زلزله از مهمترین و پرهزینهترین رویدادها برای شبکههای حملونقل به حساب میآید. زلزله میتواند به طور همزمان بخشهای مختلف یک شبکه جادهای را تحت تأثیر قرار دهد؛ از لرزش شدید زمین گرفته تا جابهجایی خاک، نشست زمین و رانش در نواحی مستعد. در چنین شرایطی، اجزای مختلف شبکه مانند پلها، مسیرها و نقاط اتصال راهها ممکن است هر کدام به شکلی متفاوت آسیب ببینند. از سوی دیگر، شبکههای حملونقل به دلیل گستردگی جغرافیایی و پیوستگی اجزایشان، در برابر اختلال بسیار حساس هستند، زیرا خرابی چند نقطه کلیدی میتواند عملکرد کل مسیر را کاهش دهد. مازندران نیز به دلیل موقعیت جغرافیایی و قرار گرفتن در ناحیه البرز، از مناطقی است که بررسی دقیق خطر لرزهای راههای آن اهمیت ویژهای دارد، بهخصوص برای حفظ تابآوری، یعنی توان ادامه کار شبکه در شرایط عادی و بحرانی.
در همین چارچوب، فاطمه دهقان فاروجی، محقق مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، به همراه یک همکار و با همراهی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، پژوهشی درباره ارزیابی خطر زلزله در محورهای جادهای استان مازندران انجام دادهاند. این مطالعه بهطور مشخص بر شناخت میزان خطرپذیری لرزهای راههای مهم استان تمرکز دارد و تلاش کرده است با نگاهی کاربردی، تصویری روشنتر از وضعیت جادههای مختلف مازندران در برابر زلزله ارائه دهد؛ موضوعی که میتواند برای برنامهریزی ایمنی راهها و اولویتبندی اقدامات پیشگیرانه مفید باشد.
در این پژوهش، محققان چند شاخص اصلی مرتبط با زلزله را بررسی کردهاند. این شاخصها شامل گسلها، تراکم گسل و فاصله جادهها از گسل، همچنین تعداد و تراکم زلزلهها در اندازههای مختلف بوده است. گسل به زبان ساده، همان شکستگی بزرگ در پوسته زمین است که حرکت در آن میتواند باعث زمینلرزه شود.
پژوهشگران علاوه بر این، طبقهبندی خطر زلزله را نیز در محورهای جادهای استان در نظر گرفتهاند. سپس این دادهها روی هم قرار داده شده تا مشخص شود هر محور جادهای با توجه به نزدیکی به گسلها، تعداد زلزلههای ثبتشده و سایر عوامل لرزهای، در چه سطحی از خطر قرار میگیرد.
یافتههای این بررسی نشان میدهند که همه محورهای جادهای استان مازندران در ناحیهای با خطر لرزهای بالا قرار دارند، اما میزان این خطر در همه نقاط یکسان نیست. بر اساس برهمنهی شاخصهای لرزهای، محورهای جادهای واقع در نیمه شرقی استان، از جمله جادههای کیاسر، فیروزکوه-قائمشهر و کمربندی نکا، خطرپذیری بیشتری نسبت به جاده چالوس دارند. این تفاوت به این معناست که در ارزیابی انجامشده، مجموعه عواملی که میتوانند آسیب ناشی از زلزله را در این مسیرها بیشتر کنند، در بخش شرقی استان پررنگتر بودهاند.
نتایج همچنین نشان میدهند که در نیمه شرقی مازندران، هم تعداد رخدادهای زلزله با بزرگای بیش از ۴ بیشتر بوده و هم نقاط تقاطع با گسلهای طولانیتر بیشتر دیده میشود. بر اساس اطلاعات ارائهشده در این پژوهش، در بخش شرقی استان، جایی که محورهای کیاسر، هراز، فیروزکوه و جاده ساحلی نکا قرار دارند، ۳۰ رخداد با بزرگای بالای ۵ ثبت شده که ۳ مورد از آنها بیش از ۶ بوده است. در مقابل، در بخش غربی استان که محور چالوس در آن قرار دارد، تنها ۷ رخداد بالای ۵ و فقط یک رخداد بالای ۶ گزارش شده است. همین تفاوت، یکی از دلایل اصلی بالاتر بودن خطرپذیری لرزهای در شرق استان معرفی شده است.
اهمیت این یافتهها که در «فصلنامه جاده» وابسته به مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی انعکاس یافتهاند، در آن است که میتوانند به تصمیمگیران نشان دهند کدام مسیرها به توجه فوریتر برای پایش، مقاومسازی یا برنامهریزی مدیریت بحران نیاز دارند. وقتی مشخص میشود برخی جادهها در معرض خطر بیشتری هستند، میتوان پیش از وقوع حادثه برای کاهش آسیبهای احتمالی اقدام کرد. این مسئله فقط به حفظ خود جاده محدود نمیشود، بلکه به تداوم امدادرسانی، تخلیه امن، انتقال مجروحان و جلوگیری از قطع ارتباط میان شهرها و روستاها نیز مربوط است. به بیان ساده، شناخت مسیرهای پرخطر میتواند زمان واکنش در بحران را کوتاهتر و خسارتها را کمتر کند.
به گفته مجریان این تحقیق، لرزهخیزی مازندران و ناحیه البرز سابقهای طولانی دارد. در این مطالعه به چندین زمینلرزه تاریخی مخرب در این منطقه اشاره شده است؛ از جمله رخدادهایی در دماوند، لاهیجان، مازندران، هراز و آمل که در برخی موارد با ویرانی روستاها، تخریب ساختمانها و حتی زمینلغزه همراه بودهاند. این سابقه تاریخی نشان میدهد که خطر زلزله در این منطقه صرفا یک احتمال نظری نیست، بلکه پدیدهای واقعی و تکرارشونده است. از همین رو، بررسی علمی خطر لرزهای جادهها میتواند گامی مهم برای افزایش آمادگی و کاهش آسیبپذیری زیرساختهای حملونقل در استان باشد.
انتهای پیام





دیدگاه ها