پرستاران، بنا به وظیفه ذاتی خود، در هر شرایطی، چه در زمان جنگ و چه در زمان صلح، با تمام وجود به ارائه خدمت به بیماران و مصدومان و مجروحان میپردازند. اما برای بسیاری از پرستارانی که از ۹ اسفند سال گذشته (۱۴۰۴) و آغاز جنگ ۴۰ روزه در پُستها و شیفتهای خود حاضر شدند، فضا دیگر آن فضای روزهای عادی نبود. بسیاری از پرستاران برای اولین بار فضای جنگی را تجربه میکردند. ایران در آن روزها زیر بمب باران ارتش تروریستی آمریکا بود و از همان روز اول، حمله به مدرسه میناب و بسیاری از بیمارستانها و مراکز درمانی، مناطق غیر نظامی و مسکونی آغاز شده بود و تا آخرین روز و روزهای بعد از آن هم ادامه داشت. در این شرایط ملتهب و بحرانی، بسیاری از پرستاران که از قشر جوان کشور هم هستند با وجود دوری از خانواده، مجروح و شهید شدن برخی از اعضای خانواده، اقوام، دوستان، همکاران و آسیب به منازلشان، حتی لحظهای در انجام وظیفه خود تردید نکردند. پرستارانی که سالهاست با وجود مشکلات مالی و سختی کار بسیار، آن روزهایی که مردم و کشورشان به آنها نیاز داشت شجاعانه پای کار ایستادند. این گزارش بازخوانی و بازگو کننده خرده روایات پرستاران تعدادی از بیمارستانهای شهرهای بندرعباس، کرج، اهواز، شیراز، کیش و کرمان است که در دوران جنگ تحمیلی مواجهه مستقیمی با مصدومان، مجروحان و شهدا داشتهاند.
دیدگاه ها