در دهههای اخیر، توسعه روستایی به یکی از مهمترین دغدغههای سیاستگذاران، پژوهشگران و نهادهای بینالمللی تبدیل شده است. تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که توسعه روستا صرفاً با اجرای پروژههای عمرانی، احداث زیرساختها یا تزریق منابع مالی محقق نمیشود؛ بلکه زمانی پایدار خواهد بود که بتواند همزمان سرمایههای طبیعی، انسانی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی یک سرزمین را حفظ و تقویت کند.
در ایران نیز بسیاری از روستاها با وجود برخورداری از منابع ارزشمند طبیعی و فرهنگی، با مشکلاتی همچون مهاجرت، کاهش جمعیت مولد، افت کشاورزی، تغییر کاربری اراضی، تخریب محیطزیست، کاهش سرمایه اجتماعی و وابستگی اقتصادی روبهرو هستند. این چالشها نشان میدهد که الگوهای توسعه مبتنی بر مداخلههای مقطعی، بدون وجود یک نظام مدیریتی یکپارچه، نمیتوانند آینده روستا را تضمین کنند.
در چنین شرایطی، روستای شانهتراش را میتوان نمونهای از تلاش برای طراحی یک الگوی بومی توسعه پایدار دانست؛ الگویی که گردشگری را نه به عنوان هدف، بلکه به عنوان محرک بازآفرینی اقتصاد، فرهنگ، محیطزیست و سرمایه اجتماعی روستا تعریف میکند.
توسعه پایدار؛ یک نظام، نه مجموعهای از پروژهها
یکی از مهمترین ضعفهای برنامههای توسعه روستایی، نگاه پروژهمحور به توسعه است. در بسیاری از طرحها، ساخت یک اقامتگاه، یک بازارچه یا یک جاده به عنوان پایان پروژه تلقی میشود؛ در حالی که توسعه پایدار، یک فرآیند مستمر حکمرانی است که نیازمند برنامهریزی، مشارکت، ارزیابی و اصلاح دائمی است.
مطالعات انجامشده در چارچوب برنامه توسعه گردشگری غرب مازندران نیز بر همین اصل تأکید دارد و فرآیند توسعه مقصد را از شناسایی ظرفیتها آغاز کرده و تا مدیریت، ارزیابی و بازنگری مستمر ادامه میدهد. این فرآیند شامل شناسایی ظرفیتها، تدوین چشمانداز، برنامهریزی فضایی، طراحی اقتصادی، جذب سرمایه، برندسازی، شبکهسازی، آموزش، اجرای پروژهها و ارزیابی نتایج است. الگوی شانهتراش نیز بر همین منطق استوار است؛ یعنی توسعه را مجموعهای از اقدامات پراکنده نمیداند، بلکه آن را یک اکوسیستم منسجم میبیند که تمامی اجزای آن باید در تعامل با یکدیگر عمل کنند.
گردشگری؛ موتور محرک اقتصاد محلی
در بسیاری از مقاصد، گردشگری به صنعتی وابسته به سرمایهگذاران بیرونی تبدیل شده است؛ صنعتی که سهم اندکی از درآمد آن به جامعه میزبان میرسد. نتیجه چنین الگویی، افزایش قیمت زمین، خروج سرمایه از روستا و تضعیف اقتصاد محلی است. در مقابل، شانهتراش بر اصل گردشگری جامعهمحور استوار است؛ به این معنا که جامعه محلی، مالک اصلی زنجیره ارزش گردشگری باقی میماند. در این مدل، اقامتگاههای بومگردی، خوراک محلی، صنایع دستی، محصولات کشاورزی، خدمات گردشگری، رویدادهای فرهنگی و صنایع خلاق، حلقههای یک زنجیره اقتصادی هستند که ارزش افزوده آن مستقیماً به خانوارهای روستایی بازمیگردد. این نگاه با نتایج مطالعات توسعه گردشگری غرب مازندران نیز همخوان است؛ جایی که ایجاد زنجیرههای ارزش، توسعه بازار محصولات بومی، اتصال کشاورزی و گردشگری و افزایش سهم جامعه محلی از درآمد گردشگری، از مهمترین اهداف برنامه معرفی شدهاند.
حفاظت از طبیعت؛ پیششرط توسعه
برخلاف تصور رایج، طبیعت در الگوی شانهتراش یک جاذبه گردشگری نیست؛ بلکه سرمایه پایه توسعه محسوب میشود. جنگلهای هیرکانی، منابع آب، باغها، تنوع زیستی و چشماندازهای طبیعی، داراییهایی هستند که اگر تخریب شوند، نه تنها گردشگری بلکه کشاورزی، کیفیت زندگی و آینده اقتصادی روستا نیز آسیب خواهد دید.
به همین دلیل، اصول زیر در تمامی پروژهها رعایت میشود:
معماری سازگار با اقلیم
حداقل مداخله در طبیعت
مدیریت مصرف آب
کاهش تولید پسماند
استفاده از انرژیهای پاک
حفظ سیمای روستا
جلوگیری از ساختوسازهای نامتجانس
مطالعات مبنای طرح نیز «دوستی با محیطزیست» را یکی از اصول اصلی طراحی جاذبههای گردشگری معرفی کرده و بر کاهش اثرات زیستمحیطی، بازیافت، استفاده از مصالح سازگار و حفظ منابع طبیعی تأکید دارد.
فرهنگ؛ مهمترین مزیت رقابتی روستا
یکی از بزرگترین تهدیدهای گردشگری، تبدیل روستاها به فضاهایی مصنوعی و فاقد هویت است. شانهتراش مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. در این الگو، فرهنگ بومی قرار نیست برای گردشگر بازسازی شود؛ بلکه همان فرهنگ اصیل، مهمترین عنصر تجربه سفر است. معماری، خوراک، زبان محلی، صنایع دستی، آیینها، موسیقی، روایتهای تاریخی، شیوه زندگی و روابط اجتماعی مردم، همگی بخشی از سرمایه فرهنگی روستا هستند. هدف توسعه، حفاظت از این سرمایه و تبدیل آن به مزیت رقابتی پایدار است؛ نه جایگزین کردن آن با الگوهای یکسان و تجاری.
توسعه بدون مشارکت مردم ممکن نیست
هیچ روستایی با تصمیمات بیرونی توسعه پیدا نمیکند. تجربههای جهانی نشان دادهاند که پایدارترین برنامههای توسعه، برنامههایی هستند که مردم در طراحی، اجرا و بهرهبرداری آن نقش واقعی داشته باشند. در اسناد برنامه توسعه گردشگری غرب مازندران نیز مشارکت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیستمحیطی و مدیریتی جامعه محلی به عنوان یکی از ارکان اصلی موفقیت معرفی شده است.
در شانهتراش نیز توسعه با آموزش، توانمندسازی و افزایش مهارت آغاز میشود؛ زیرا سرمایه انسانی مهمترین سرمایه هر روستاست.
اقتصاد متنوع؛ شرط تابآوری
اقتصاد تکمحصولی، همواره در برابر بحرانها آسیبپذیر است. به همین دلیل، الگوی شانهتراش بر تنوع فعالیتهای اقتصادی تأکید دارد؛ از جمله اقامتگاههای بومگردی، کشاورزی ارگانیک، دامداری سنتی، صنایع دستی، صنایع خلاق، گردشگری طبیعت، گردشگری فرهنگی، گردشگری آموزشی، رویدادهای تخصصی، فروش مستقیم محصولات محلی و خدمات دیجیتال و بازاریابی مقصد. چنین ساختاری، وابستگی روستا را به یک فعالیت خاص کاهش داده و تابآوری اقتصادی آن را افزایش میدهد.
شانهتراش؛ یک آزمایشگاه توسعه
اهمیت شانهتراش تنها در موفقیت یک روستا نیست. ارزش واقعی آن، امکان تولید دانش بومی توسعه روستایی است. هر پروژه، هر تجربه، هر موفقیت و حتی هر شکست، بخشی از فرآیند یادگیری محسوب میشود؛ فرآیندی که میتواند به تدوین مدلهای اجرایی برای سایر روستاهای کشور منجر شود.
به همین دلیل، شانهتراش را میتوان یک Living Lab یا «آزمایشگاه زنده توسعه پایدار» دانست؛ جایی که دانشگاه، جامعه محلی، سرمایهگذار، دولت، کارآفرین و گردشگر، همگی بخشی از یک نظام یادگیرنده هستند.
در این بستر، نظریههای جدیدی مانند گردشگری ارگانیک، نظامنامه معماری پایدار روستایی، مدیریت مقصد جامعهمحور و تعاونی توسعه پایدار شکل گرفته و در محیط واقعی زندگی مردم آزموده شدهاند. همکاریهای مشترک UNIDO، UNDP و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز فرصت ارزشمندی برای تکامل این تجربه و پیوند آن با ادبیات جهانی توسعه پایدار فراهم کرد.
شانه تراش الگویی برای ایران فردا
اگر قرار باشد ایران در دهههای آینده به توسعهای متوازن دست یابد، این مسیر از روستاها آغاز خواهد شد؛ اما نه با رویکردی مبتنی بر مصرف منابع، بلکه با نگاهی مبتنی بر خلق ارزش از سرمایههای محلی.
شانهتراش نشان میدهد که میتوان بدون تخریب جنگل، از جنگل ثروت آفرید؛ بدون فروش زمین، ارزش زمین را افزایش داد؛ بدون از بین بردن هویت روستا، آن را به مقصدی جذاب برای جهان تبدیل کرد؛ و بدون وابستگی به حمایتهای مقطعی، اقتصادی مردممحور و تابآور ایجاد نمود.
تجربه شانهتراش تنها روایت موفقیت یک روستا نیست؛ بلکه روایت شکلگیری یک مدل ایرانی توسعه پایدار روستایی است. مدلی که بر حکمرانی مشارکتی، اقتصاد محلی، حفاظت از میراث طبیعی و فرهنگی، معماری بومی، نوآوری اجتماعی و تولید دانش استوار است و میتواند مبنای توسعه بسیاری از روستاهای کشور قرار گیرد.
در دهکده مهر، شانهتراش پایان یک پروژه نیست؛ آغاز مسیری است که هدف آن شکلگیری شبکهای از روستاهای پایدار، خلاق و توانمند در سراسر ایران است. این تجربه نشان میدهد که توسعه پایدار، بیش از آنکه یک برنامه عمرانی باشد، یک فرهنگ، یک نظام حکمرانی و یک شیوه اندیشیدن به آینده است؛ آیندهای که در آن انسان، طبیعت، اقتصاد و فرهنگ نه در تقابل، بلکه در تعامل با یکدیگر رشد میکنند.
یادداشتی از سید علیرضا کاظمی دولابی





دیدگاه ها