گروه کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس: ادبیات جنوب ایران را نمی‌توان جدا از جغرافیا، تاریخ و رخدادهای سرنوشت‌ساز این منطقه خواند. از حضور قدرت‌های خارجی و صنعت نفت تا جنگ تحمیلی، هر یک لایه‌ای بر تجربه زیسته مردم جنوب افزوده و در شکل‌گیری یکی از مهم‌ترین جریان‌های داستان‌نویسی معاصر ایران نقش داشته است. مجید قیصری، نویسنده، در گفت‌وگو با فارس از نسبت اقلیم و ادبیات، جایگاه حادثه در روایت، تأثیر جنگ بر داستان‌نویسی جنوب و ظرفیت‌های این جغرافیا برای خلق روایت‌های تازه سخن گفته است.قیصری درباره دلایل شکل‌گیری جریان قدرتمند داستان‌نویسی در جنوب کشور گفت: جغرافیای جنوب به‌گونه‌ای است که همواره بستر وقوع حوادث بزرگ بوده است. به‌ویژه پس از ملی شدن صنعت نفت، اتفاقات مهمی در این منطقه رخ داد؛ هرچند اگر به گذشته‌های دورتر نیز نگاه کنیم، از نبرد هرمز با پرتغالی‌ها گرفته تا بسیاری از رویدادهای تاریخی دیگر، همگی نشان می‌دهد که این جغرافیا همواره محل وقوع حوادث سرنوشت‌ساز بوده است.وی ادامه داد: حادثه در داستان نقش محوری دارد. برخی اقلیم‌ها، مانند یزد، به دلیل آنکه حوادث بزرگ و تأثیرگذار در آن‌ها کمتر رخ داده، زمینه کمتری برای شکل‌گیری داستان‌نویسی فراهم کرده‌اند؛ زیرا حادثه‌ای، تعادل زندگی مردم را بر هم نمی‌زند و تأثیر گسترده‌ای بر آن اقلیم یا سراسر کشور نمی‌گذارد. اما جنوب، به واسطه موقعیت جغرافیایی خود، سرشار از رویدادهای تاریخی است؛ نه فقط در یک قرن اخیر، بلکه در چند صد سال گذشته نیز این منطقه پیوسته شاهد حوادث مهم بوده است.

نویسنده کتاب «نگهبان تاریکی» افزود: کسانی که در این اقلیم زندگی می‌کنند، علاوه بر این پیشینه تاریخی، از پشتوانه‌های فرهنگی دیگری همچون افسانه‌ها، باورها و سنت قصه‌گویی نیز برخوردارند. مجموعه این عوامل دست به دست هم داده تا بستری مناسب برای شکل‌گیری نویسندگان و هنرمندان روایتگر فراهم شود. به همین دلیل است که نویسندگانی مانند احمد محمود، صادق چوبک و بسیاری دیگر از نویسندگان جنوب در این منطقه پرورش یافته‌اند و آثارشان نیز از همین اقلیم الهام گرفته است.وی با اشاره به تأثیر صنعت نفت بر ادبیات جنوب اظهار کرد: صنعتی شدن و کشف نفت، موجی از تحولات فرهنگی را به وجود آورد. بسیاری از نویسندگان به تأثیر نفت بر زندگی مردم جنوب پرداختند. برای نمونه، اگر آثار محمدرضا صفدری را نگاه کنید، نخستین مجموعه داستان او با عنوان «سیاسنبو» نیز به تأثیر صنعت نفت و حضور انگلیسی‌ها در جنوب، بر زبان، فرهنگ و زندگی مردم این منطقه می‌پردازد.قیصری ادامه داد: حضور انگلیسی‌ها و ارتباط مردم جنوب با فرهنگ‌های دیگر، حتی در زبان مردم نیز اثر گذاشت و بسیاری از واژه‌های انگلیسی وارد گویش آن‌ها شد. همین ارتباط فرهنگی باعث شد سینما، مطبوعات و ادبیات زودتر از بسیاری از نقاط دیگر کشور وارد جنوب شوند. نویسندگان نیز به دلیل همین ارتباط، سریع‌تر با زبان و فرهنگ جدید آشنا شدند و این تبادل فرهنگی، دامنه فکری و دایره واژگان آن‌ها را گسترش داد.

نویسنده «باغ تلو» افزود: طبیعی است اقلیمی که چنین تبادل فرهنگی‌ای را تجربه نکرده، از این فرصت نیز بی‌بهره مانده است. برای مثال، هنوز هم برخی شهرها امکانات فرهنگی محدودی دارند؛ در حالی که همان زمان، شرکت نفت در آبادان سینما داشت و شهرهایی مانند خرمشهر، اهواز و مسجدسلیمان نیز از چنین امکاناتی برخوردار بودند. همین تفاوت‌ها سبب شد جنوب، از نظر فرهنگی و ادبی، مسیر متفاوتی را طی کند.قیصری در پاسخ به این پرسش که آیا ادبیات ایران توانسته است حق حماسه‌های جنوب را ادا کند و تصویری منطبق با واقعیت از این اقلیم ارائه دهد، گفت: من بیش از هر چیز دوست دارم صدای جنوب شنیده شود و فرهنگ این منطقه، چه در قالب حماسه، چه در روایت رنج‌ها، گلایه‌ها یا حتی آنچه برخی سیاه‌نمایی می‌نامند، مجال بروز پیدا کند. مهم این است که ادبیات بتواند روایتگر این فرهنگ باشد.قیصری درباره نسبت ادبیات و واقعیت نیز گفت: ابتدا باید مشخص کنیم منظورمان از «واقعیت» چیست. همان حکایت معروف مولانا را به یاد بیاورید؛ فیل را در تاریکی گذاشتند و هر کس بخشی از آن را لمس کرد و تصویری متفاوت ارائه داد. واقعیت هم همین‌گونه است. نویسنده واقعیت را از منظر خود روایت می‌کند؛ همان حقیقتی را که دیده و درک کرده است.وی ادامه داد: نمی‌توان گفت کدام داستان کاملاً منطبق بر واقعیت یا کاملاً دور از آن است. ادبیات قرار نیست یک حقیقت مطلق را به مخاطب تحمیل کند، بلکه نویسنده می‌گوید واقعیت از نگاه من این است.

قیصری در پاسخ به این پرسش که جنگ چه تأثیری بر داستان‌نویسی جنوب گذاشته و آیا موجب غنای این ادبیات شده یا بخشی از ظرفیت‌های فرهنگی آن را تحت‌الشعاع قرار داده است، گفت: جنگ هشت‌ساله باعث شد نگاه‌ها بیش از گذشته به جنوب معطوف شود؛ در حالی که امتداد مرز ایران و عراق تا شمال‌غرب کشور ادامه دارد و تنها جنوب درگیر جنگ نبود. اما وقتی از جنگ سخن می‌گوییم، معمولاً نخستین تصویری که در ذهن شکل می‌گیرد، جنوب کشور است.وی ادامه داد: حادثه جنگ و پیامدهای آن آن‌قدر گسترده و عمیق بوده که هنوز هم بر کل ادبیات ایران، نه فقط ادبیات جنوب، سایه انداخته است. طبیعی است که در ادبیات جنوب نیز مهم‌ترین شاخه و صدای غالب، ادبیات جنگ باشد.نویسنده «دیگر اسمت را عوض نکن» در پاسخ به این پرسش که با توجه به تجربه دوباره فضای جنگ، این تجربه چگونه وارد داستان‌های نسل جدید خواهد شد و آیا نویسندگان جوان جنوب همچنان به ادبیات مقاومت گرایش خواهند داشت یا روایت‌های تازه‌ای را برخواهند گزید، گفت: درباره این موضوع باید زمان بگذرد تا بتوان با اطمینان قضاوت کرد. اکنون نمی‌توان پیش‌بینی دقیقی داشت، اما بدون تردید این حوادث بر ادبیات بی‌تأثیر نخواهد بود.

وی ادامه داد: اتفاقاتی که امروز در جنوب کشور و مناطقی مانند قشم، سیریک و دیگر شهرهای کوچک و بزرگ رخ می‌دهد، از کنار هیچ هنرمندی به‌سادگی عبور نخواهد کرد. چنین رخدادهایی دیر یا زود وارد آثار ادبی می‌شوند. مطمئنم بسیاری از نویسندگان اکنون مشغول نوشتن هستند، اما باید منتظر ماند تا این آثار منتشر شوند و پس از آن بتوان درباره کیفیت و تأثیرشان داوری کرد.این نویسنده افزود: این نیز یکی از برهه‌های مهم تاریخ معاصر ماست و بی‌شک می‌تواند بر ادبیات و هنر ایران اثر بگذارد. جنوب و به‌ویژه منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز، همچنان از مهم‌ترین کانون‌های الهام‌بخش برای روایت‌های ادبی خواهند بود.قیصری در پایان درباره نقش جشنواره‌های ادبی در معرفی ادبیات جنوب گفت: خوشبختانه در سال‌های اخیر جشنواره‌های متعددی در استان‌های جنوبی برگزار شده است. جشنواره داستان کیش نیز چند سالی است که فعالیت خود را آغاز کرده و با حمایت منطقه آزاد کیش به کارش ادامه می‌دهد. کمتر پیش آمده که یک جزیره متولی برگزاری جشنواره‌ای ادبی شود و این اتفاق، تجربه ارزشمندی است.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را از طریق فرم زیر اسال نمایید

نظرسنجی

مارا دنبال کنید