همه دل‌نگرانیم. همکار نیشابوری‌ام امروز می‌گفت از دلواپسی برای جنوب خوابش نمی‌بَرَد. و «ایرانشهر» یعنی جنوب در تب و تاب است و ما همگی، در هر گوشه از این سپهر فرهنگی، بی‌تاب.

خبر می‌خوانم، و می‌اندیشم به دوستی در آبادان، به فروشنده‌ای در درگهان قشم، به هرمز، به هرمز، به هرمز و کودکان شاد و آفتاب سوخته‌اش که راهنمای گردشگرانند.

تلفن می‌زنم، به دوستان از گزیر و بندرعباس تا بستگان در اهواز. می‌گویند برق مدام نیست، و صف‌های طولانی برای ۲۰ لیتر بنزین مدام هست.

شهرداری در تهران تابلوهای بزرگی زده و نوشته: ماهشهر ایران است.

این را که همه می‌دانستیم. باید می‌نوشت: ایران، ماهشهر است.

این روزها جنوب گرم است و یک ایران بادبزن به دست گرفته؛ دشمن حمله می‌کند، جنوب می‌لرزد و دل ما هم. ما جنوبِ جانمان در رنج افتاده است.

چشم به راهیم که خبر برسد جنگ به پایان رسیده. مدام با خودم می‌گویم یادم باشد که با دانشگاه خلیج‌فارس نامه‌نگاری کنیم و در قالب ابتکار خوبشان و راه‌اندازی برنامه مطالعاتی خلیج‌فارس، پژوهش‌های مشترکی در زمینه مدیریت محیط زیست مشترکمان با همسایگان جنوبی تدارک ببینیم. می‌توانیم از سازمان‌های مردم‌نهاد و نهادهای بین‌المللی نیز یاری بگیریم تا پرندگان و ماهیان و خرچنگ‌ها و آهوها از جزیره مارو در نزدیکی لاوان تا خارک و سواحل همسایگان، همگی به زندگی بازگردند.

یادم باشد قرار بود با دانشگاه هرمزگان همایشی درباره موسیقی و فولکلور مشترک میان مردمان دو سوی منطقه هرمز برگزار کنیم و همتایانمان در دانشگاه‌های منطقه را به همفکری برای برپایی جشنواره‌های فرهنگی مشترک دعوت نماییم.

برای بسیاری از ما هنوز روابط میان مردمان جنوب و همسایگانشان، در لحظاتی از سریال «گل پامچال» که در کودکی دیده بودیم تداعی می‌شود؛ چند بَلَم پر از خانواده‌ها از آبادان به سوی بصره برای عروسی می‌روند و گوش اروند را صدای دست زدن بچه‌ها و کِل زدن زن‌ها پر کرده است...

باید جایی بنویسم که قرار بود دومین همایش توسعه اقتصادی و اجتماعی جزایر منطقه خلیج فارس را در تهران برگزار کنیم و تعاریفی تازه از منطقه، امنیت، ژئوپلیتیک، همکاری‌های اقتصادی و ارتباطات اجتماعی با مردمانی که با ما نسبتی دیرینه دارند ارائه دهیم.

سال ۱۳۹۶ دانشگاه علامه طباطبائی، همایش بین‌المللی «راه‌های ابریشم و دیپلماسی ترابری» را با همکاری شبکه دانشگاه‌های راه ابریشم و سازمان مناطق آزاد در چابهار برگزار کرد و دانشگاهیان کشورهای آسیایی را به گفت‌وگو درباره راه‌های افزایش رفت و آمدهای اقتصادی و فرهنگی فرا خواند. چه روزهای پر امیدی بودند...

کاش جنگ برود، دوباره آشتی بیاید و ما از دانشگاه‌های سراسر کشور به جنوب برویم و در کنار دوستان جنوبی‌مان، با همسایگانِ جان بگوییم که می‌توان برای «خانه مشترک»‌مان طرحی نو درانداخت و با همدیگر نگاهبان آن بود.

* عضو گروه مطالعات آسیایی دانشگاه علامه طباطبائی

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را از طریق فرم زیر اسال نمایید

نظرسنجی

مارا دنبال کنید