به گزارش ایسنا، افزایش قیمت خودرو در ایران دیگر یک خبر مقطعی نیست؛ بلکه به رویدادی تکرارشونده تبدیل شده که هر بار با استدلال‌هایی مشابه آغاز و با شوک قیمتی ادامه و در نهایت نیز با طرح پرسش‌هایی درباره مبانی قیمت‌گذاری و حقوق مصرف‌کنندگان به پایان می‌رسد.

آنچه در روزهای اخیر در صنعت خودرو رخ داد، بار دیگر این چرخه آشنا را تکرار کرد. ماجرا از جایی آغاز شد که ایران‌خودرو با استناد به مصوبه شورای رقابت و دریافت مجوزهای لازم، درخواست توقف نماد بورسی خود را برای اعلام نرخ‌های جدید مطرح کرد. اندکی بعد فهرست جدید قیمت‌ها منتشر شد؛ فهرستی که نشان می‌داد محصولات این شرکت بین ۲۵ تا نزدیک به ۵۰ درصد افزایش قیمت را تجربه کردند. 

اگرچه خودروسازان همواره افزایش هزینه‌های تولید، رشد نرخ ارز، افزایش قیمت مواد اولیه و دستمزدها را از مهم‌ترین دلایل اصلاح قیمت‌ها عنوان می‌کنند، اما تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که بازار خودرو تنها به اعداد و ارقام رسمی واکنش نشان نمی‌دهد. هر افزایش قیمت در کارخانه، به سرعت به یک سیگنال روانی در بازار تبدیل می‌شود؛ سیگنالی که نه فقط بر خودروهای صفر، بلکه بر بازار خودروهای کارکرده نیز اثر می‌گذارد.

از سوی دیگر سوال جدیدی که در این میان شکل گرفته این بود که موضوع نسبت میان قیمت خودرو و شاخص‌های رسمی تورم مورد بررسی قرار گرفت. آمارهای رسمی نشان می‌دهد تورم سالانه تولیدکننده در سال ۱۴۰۴ حدود ۵۱ درصد بوده است؛ شاخصی که به طور معمول یکی از مهم‌ترین معیارهای سنجش رشد هزینه‌های تولید محسوب می‌شود. با این حال بررسی روند قیمت خودروها تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد.

بررسی قیمت محصولات دو خودروساز بزرگ کشور نشان می‌دهد بسیاری از خودروها طی یک سال گذشته افزایش قیمتی به مراتب بالاتر از نرخ تورم تولیدکننده را تجربه کرده‌اند. در میان محصولات سایپا، برخی خودروها رشدهایی بین ۷۰ تا ۱۲۰ درصد را ثبت کرده‌اند و در ایران‌خودرو نیز افزایش قیمت بسیاری از محصولات در محدوده ۷۵ تا ۹۰ درصد قرار گرفته است و این ارقام در حالی ثبت شده که نرخ تورم تولیدکننده حدود ۵۱ درصد بوده است.

همین شکاف میان تورم و قیمت خودرو، پرسش‌های تازه‌ای را مطرح می‌کند؛ اگر مبنای اصلی افزایش قیمت، رشد هزینه‌های تولید است، چه عواملی باعث شده قیمت کارخانه‌ای خودروها با سرعتی بسیار بیشتر از شاخص‌های رسمی اقتصادی افزایش یابد؟

آیا تمامی این افزایش‌ها ناشی از هزینه‌های واقعی تولید است یا بخشی از آن به جبران زیان انباشته، اصلاح ساختار مالی شرکت‌ها و سایر ملاحظات مدیریتی بازمی‌گردد؟ در این میان، پاسخ‌های ارائه شده از سوی دستگاه‌های مسئول نیز نتوانسته تمامی ابهامات را برطرف کند. وزارت صمت اعلام کرده که قیمت‌گذاری خودرو بر اساس دستورالعمل‌های شورای رقابت و بررسی اسناد مالی خودروسازان توسط سازمان حمایت انجام می‌شود. بر اساس این سازوکار، سازمان حمایت موظف است صورت‌های مالی، اظهارنامه‌های مالیاتی و سایر مستندات ارائه‌شده از سوی خودروسازان را بررسی و قیمت‌ها را محاسبه کند.

اما همین سازوکار نیز با انتقاداتی مواجه است. زمانی که مبنای اصلی قیمت‌گذاری صرفا اسناد مالی شرکت‌ها باشد، سهم عواملی مانند کیفیت محصول، میزان رضایت مصرف‌کننده، سطح فناوری، بهره‌وری تولید و استانداردهای ایمنی در تعیین قیمت به حاشیه رانده می‌شود و این انتقاد زمانی پررنگ‌تر می‌شود که افزایش قیمت‌ها در کنار کیفیت محصولات قرار بگیرد.

مصرف‌کنندگان در حالی با رشدهای ۷۰ تا بیش از ۱۰۰ درصدی قیمت خودرو مواجه هستند که بخش عمده خودروهای داخلی همچنان بر پایه پلتفرم‌های قدیمی تولید و از نظر فناوری، ایمنی و امکانات فاصله قابل توجهی با استانداردهای جهانی دارند.

در چنین شرایطی، افکار عمومی این پرسش را مطرح می‌کند که اگر قرار است قیمت‌ها با چنین سرعتی افزایش یابد، سهم ارتقای کیفیت در این میان کجاست؟

در واقع حتی آنچه امروز محل انتقاد است صرفا افزایش قیمت خودرو نیست؛ بلکه شکاف روزافزون میان قیمت و کیفیت است. مصرف‌کننده ایرانی هر سال هزینه بیشتری برای خرید خودرو پرداخت می‌کند، اما الزاما محصولی متناسب با این افزایش هزینه دریافت نمی‌کند. نکته قابل تامل آنجاست که در نهایت حتی وزارت صمت نیز نسبت به افزایش قیمت‌های اعلام‌شده موضع انتقادی اتخاذ و قائم‌مقام وزیر صمت در امور بازرگانی اعلام کرد که وزارتخانه این افزایش قیمت‌ها را بیش از میزان منطقی و مجاز می‌داند و از سازمان حمایت خواسته است اسناد و مدارک مربوطه را مجددا بررسی کند. این موضع‌گیری نشان می‌دهد که اختلاف نظر درباره منطق افزایش قیمت‌ها تنها محدود به افکار عمومی و مصرف‌کنندگان نیست و حتی در درون ساختار سیاست‌گذاری نیز درباره مبانی این قیمت‌ها پرسش‌هایی وجود دارد.

در نهایت پرونده جدید افزایش قیمت خودرو به نقطه‌ای رسیده است که دیگر صرفا درباره چند درصد افزایش قیمت نیست؛ بلکه درباره شفافیت نظام قیمت‌گذاری، نسبت میان تورم و قیمت خودرو، کیفیت محصولات داخلی و میزان حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان است و بی شک تا زمانی که پاسخی روشن برای این پرسش‌ها ارائه نشود، هر موج جدید افزایش قیمت، بیش از آنکه به عنوان اصلاح اقتصادی تلقی شود، به عنوان نشانه‌ای از تداوم ابهام در صنعت خودرو تعبیر خواهد شد؛ ابهامی که به نظر می‌رسد هزینه نهایی آن را تنها مصرف‌کنندگان پرداخت می‌کنند.

انتهای پیام 

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا دیدگاه خود را از طریق فرم زیر اسال نمایید

نظرسنجی

مارا دنبال کنید